تبليغاتX
BadBoys

BadBoys

همه برو بکس خفن

ديكشنري امتحان

تقلب:
يك سري اعمال ننگين در صورت با عرضه بودن واين كاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمي دارد.نوعي هلو برو تو گلو كه با توجه به درجه درايت و تيزي استاد ومراقبان مي تواند نوع هلويش از هسته دار وخاردار تا آب هلوباطعم موزوعشق وحال متغير باشد.بيراهه اي كه اتفاقا آخرش به هدف ختم مي شود.يك نوع وسيله درس پاس كن نا مشروع.

شب امتحان:
شب ملخ.شب ظلماني يلدا.شب سوانح وسوختگي نا كجا آباد دانشجو.شبي كه در آن نسكافه و قهوه از واليوم ده هم خواب آورتر مي شوند.در اين شب انسان تمام مصائب تاريخ بشر را به صورت كنسانتره نوش جان مي كند.يك نوع زلزله در ميان ايام سال.شب چشمهاي پف كرده ودهان هاي كف كرده.شب رقص وپايكوبي كلمات جزوه وكتاب بر روي سسلسله اعصاب محيطي ومركزي دانشجو.

جزوه:
يك جور كاتاليزور كه در صورت همكاري ابروبادومه وخورشيدواينا دانشجورا به سمت پاس شدن درس هل مي دهد.تمام همه علم بشري.چكيده دانش تاريخ مصرف گذشته استاد.وسيله اي كه معمولا دانشجو با آن سر كار گذاشته مي شود.تنها شاهد ماجراي سوخاري شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبي كه عاقبت آفت قلب مي شود.

مراقب:
موجودي ستم كار و ريا پيشه كه متاسفانه چشم وگوش و باقي حواس را هم دارد. سيستمي كه نقش دزدگيرمنازل را سر جلسه ايفا ميكند.گالري ضدحال.موجودي كه روي سينه اش نوشته شده:من مراقبم،شما چطور؟ يك نوع تله موش زنده.

روزامتحان:
روزي كه درآن خورشيد طلوع نمي كند.زماني براي جفتك زدن اسب ها،لحظه اي كه درآن دانشجومي خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.روز شغال.روزي كه درآن نگاه ها عميق مي شوند.روزلبخندهاي استراتژيك.روزي كه در آن دوست ودشمن با هم ودر كنار هم به قربانگاه مي روند.

نمره:
تبلور ميزان دانش،مهارت ودودره بازي دانشجو،بهانه اي هميشگي براي اعتراض.وسيله اي كه استادبا آن چه ها كه نمي كند!عاملي كه براي بدست آوردن آن دانشجوعلاوه برخرزدن،اعمال شنيع ديگري رانيز بايد انجام دهدكه قلم دروصف آن قاصراست!

سؤال:
يك نوع شعورسنج استاد ودانشجو.كلمات نفرت انگيزي كه به نوبت وتك تك مثل نيزه درچشم دانشجوفرو ميروندولحظه به لحظه او را به عمق ناداني اش واقف تر مي كنند.لورفتن آنها به حماسه سازي دانشجويان منتهي ميشود.انواع مختلف آن از تشريحي سيانوري تاتستي گوگوري مگوري متغيراست.

استاد:
منبع علم،ژنراتوردانش،نيروگاه انسانيت،تبلوردانايي،كوه توانايي،مايه افتخارما،بابا تو ديگه كي هستي ترين موجود عالم،خودصفا،اندوفا،دارنده انواع واقسام شفا،ضدجفا،ياري گر ضعفا،معلم الخلفا......  

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 14:17  توسط مسعود  | 

ما5نفر

 حتما" برای خيلی از شماها پيش اومده كه وقتی با ۴-۵ تا از دوستانتون يه مدت توی خيابون به صحبت ايستادين ، مورد گير نيروی انتظامی واقع شدين... پس نتيجه می گيريم كه توی سرزمين ما وقتی ۵ نفر دور همديگه جمع ميشن ۱۱۰ رو نا آروم می كنن!... ولی جاهای ديگه ی دنيا وقتی ۵ نفر دور همديگه جمع ميشن .....

توی آمريكا ، با هم مسابقه ميدن!
توی فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن می كنن!
توی ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث می كنن!
توی آلمان ، درباره ی سياستهای دولت حرف می زنن!
توی پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
توی عراق ، برای حمله به سربازهای آمريكايی نقشه می كشن!
توی افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار می كنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!
توی آذربايجان ، يه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!
توی مصر ، ميرن يه جا می شينن قليون می كشن!
توی امارات متحده ی عربی ، ۴ نفرشون دست می زنن و يه نفرشون می رقصه!
توی روسيه ، از همديگه رشوه می گيرن!
توی ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
توی هند ، يا با همديگه می رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا می كنن!
توی كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف می كنن!
توی سوريه ، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن!
توی كره جنوبی ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالای ژاپنی رو كپی می كنن!
توی مكزيك ، دو نفرشون دوئل می كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار می زنن!
توی ايران ، غير از ترسوندن ۱۱۰ كه اون بالا گفتم ، يا پشت سر بقيه غيبت می كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ی سخنرانی ترتيب ميدن يا به يه جلسه ی سخنرانی حمله می كنن يا از حرف زدن و سوتی های همديگه ايراد می گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش می كنن يا الكی می خندن يا يه پيتزا فروشی باز می كنن يا بدون هيچ صحبتی می ايستن و چشم و سرشون رو می چرخونن و مردم رو می چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توی ياهو مسنجر می سازن يا يه وبلاگ دسته جمعی می سازن يا ................

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 14:10  توسط مسعود  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 1:22  توسط حسین  | 

حادثه سقوط هواپيما و اظهارات تکان دهنده شاهدان عيني

محل سقوط هواپيما مجتمع مسکونی کارکنان نيروی هوايی است و آن گونه که در گزارشها آمده، هواپيما به ساختمان بلوک 52 برخورد کرده که شامل 36 مجتمع مسکونی است و تعدادی از قربانيان حادثه را ساکنان اين ساختمان تشکيل می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 1:13  توسط حسین  | 

آيا زندگي ارزش اين همه بدي را دارد که انسانها در حق يکديگر روا ميدارند؟

مولا علي : انسان را با غرور چه مناسبتي ، که ابتدايش نطفه اي گنديده و انتهايش لاشه اي بد بوست ، پشه اي او را مي آزارد ، بيماري امانش را ميبرد و مرگ را نميتواند از خود دور کند .....

آيا عبرت ميگيريم ؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 16:15  توسط حسین  |