تبليغاتX
BadBoys

BadBoys

همه برو بکس خفن

سلام به همه ی دوستان!

به دلیل فصل امتحانات وبلاگ اپدیت نمیشه.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 16:17  توسط حسین  | 

اردی!

يه روز يه پيكانه پشت چراغ قرمز چشمش مي افته به يه پژو جي ال ايكس و خلاصه يه دل نه صد دل عاشق ميشه !

جرينگي ميره پيش ننه هي و مي گه بايد برن واسش خواستگاري!
ننه : ننه جون .... بنزين اندازه باكت بردار اونا تيپشون با ما نمي خوره ننه ... اينهمه دختر دورورمون ريخته.. لاستيك روشون بذاري خودم برات ميگيرمشون
پيكان تلفني با پژو: ديونتم با مرام ... خاطرت رو مي خوام ! لاستيك طلا
كاربراتتو بخورم .... اون چراغات منو كشته ... زن من مي شي ؟
از اون طزف وقتي طرفين به توافق رسيدند خانواده دختره شروع كردن به مخالفت !
پدر دختر: اين همه تو فاميل پسره 206 ريخته ... پسر پرشيا ريخته...
اونوقت با پيكان مدل 45 ازدواج كني ؟
مادر دختر : اي خاك تو سقفت كنن ... اين همه بچه بزرگ كن انوقت يه پيكان بتونه اي ! بياد دخترتو ببره ... حيف اون بنزيني كه خوردي ...!
اما كار از اين حرفا گذشته بود ! اونقدر دو طرف لاستيك فشاري كردند كه كار به خواستگاري كشيد .
پدر دختر: خب ... جناب آقازاده شغلشان چي ميباشد ؟
پدر پسر: توي كار عمل كردند اهل عمله
پدر دختر: چي ؟ يعني آقازاده معتادند ؟
پدر پسر: نخير قربانت گردم ... اين غلامزاده مشغول عمل مسافر كشي اند مسافر كشند !
بحث بر سر مهريه
مادر دختر: اوا خاك عالم مگه دخترمو از پشت گاراژ پيدا كردم كه 15 تا لاستيك مهرش كنم ؟ نخير خانم جان به نيت سال تولدش 1361 تا لاستيك مهرش بايد باشه !
مادر پسر: واه واه واه .... ! شما اومدين دختر شوهر بدين يا تجارت لاستيك كنين؟ يه دختره پژو داري خانم ديگه ... اگه دخترت بنز بود چي كار ميكردي؟
و بالاخره به هر قيمتي بود كار به عروسي كشيد :
سر سفره : عروس رفته ميل لنگ بچينه! ....... بله
فاميلهاي داماد : اين گاراژ و اون گاراژ مي ريزن پيچ و آچار
به سر عروس و داماد بادا بادا مبارك بادا ....
الغرض ... بعد از نه ماهو نه روز و نه ساعت ... يك پسر كاكل زري به دنيا آوردند !
من ميگم چطوره برگرفته از اين شعر :
اي يار ديروز نبود و نبود فردايي
اسم بچه مان را بگذاريم
آردي ؟
ولي خودمونيما ، لامسب اين پيكان عجب ماشيني هستا !
                       
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 20:19  توسط حسین  | 

             

              میلاد حضرت عیسی مسیح وسال نو میلادی مبارکباد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 21:38  توسط حسین  | 

درباره ی ما!

سلام به دوستان.

 مدیران لئو۲۰۰۷ درنظر دارند مطلبی در باره ی خود در بلاگ پست کنند.

موضوع مللب:

۱>بیوگرافی

۲> خاطرات

۳>عکس های شخصی

4>.................................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 21:9  توسط حسین  | 

زن من میشی!

 

از اونجايی که تريپ بنده مايـــکل جکســونيه و هيکلم هم آرنـــولديه و روزی ۷۰۰ تا پيشنهاد ازدواج بهم ميــــدن وخلاصه حسابی دخترکُشـــم و هر وقت توی خيابونا راه ميرم ده بيـــستا آمبولانــس پشت سرم ميان و دخترا رو جمع ميکنن!!(نميدونم چرا حس ميکنم دماغم داره دراز ميشه و از حالت مايکل جکسونی خارج ميشه!). به اين نتيجه رسيدم که بايد يه سری شرايط تعيين کنم که ملت بفهمن”من شوهر هرکس نميشم! هر کـس و نا کس نميـــشم!“

و اين شد شرايط زن ما:

۱- جهيزيش کمتر از ۱۰۰ میليــــــون و مـــــــــــــــهرش بيشتر از ۱۴ شاخه گل نباشه!!!

۲- بايد خانه دار باشه! يعنی خانه از خودش داشته باشه!(خونه باباش هم قبول نيست!!)

۳- بايد نجيب باشه! يعنی بـجيـــــــــب نباشه!(به جيبم آويزون نباشه!)

۴- توانايی زاييـــدن حداقل ۷ شـــــــــکـم بچه رو داشته باشه!!!

۵- هر صبح ساعت ۴ از خواب بيدار بشه و حليــــــــــم و کلّــــــــه پاچه رو برای صُبونه آماده کنه!

۶- مکالمات تلفنيش در هفته کمتر از ۳ دقيـــــــقه باشــه!!

۷- روزی سه مرتبه به پام بيوفته و التمــاس کنه!!(به عنوان يه کمبود بهش نگاه نکنيد!اين يه نيازه!)

۸- توی ژاپن يه رسمی هست که مردا هفته ای يک بار زنشون رو کتک ميزنن! باهمين کاراست که پيشرفت ميکنن ديگه! منم واسه اينکه زودتر پيشرفت کنيـــــــم و ايـــرانی آباد بســـــازيم هفته ای دوبار کتک ميزنم!!

خلاصه کلام:توی خونه رئيـس منم! حرف حرفه منه! و هر گهی دلم خواست ميخورم!

اينم تعهدات من:

۱- ماه عســـــــل اگه امام رضا طلبيده باشه ميريم شابدالعظيم!

۲- قول ميدم اگه زنه خوبی باشه برم دوتا زن ديگه بگيرم که تو کارای خونه بهش کمک کنن!

۳- بين عيالهام عدالــــت رو رعايت ميکنم!(همه رو هفته ای دوبار کتک ميزنم!)

۴- قول ميدم با لباس سفيد بياد خونه بخـــــت؛ و سيـــــاه و کبــــــــود برگرده خونهء مامانش!       

                                 THE BAD BOYS

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 19:2  توسط حسین  | 

بدون شرح

      

    

           

         

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:59  توسط حسین  | 

   

۱.يه روز يه دختره از آخونده مي پرسه اگه با يه پسري دوست بشم چي ميشه؟آخونده ميگه
اين چه حرفي ميزني؟معلوم كه حرومه.بعد دختره ميگه با يه آخوند دوست بشم چي؟آخونده ميگه
اي شيتون ميخاي بري تو بهشت.
  
2.تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين
يارو بهش ميگه:ببخشيد، شما تركين‌؟
ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون
تركه با خودش ميگه:منبايد اين لهجمو درست كنم.
 پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده ميره همون جا 
ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟
 ميگه:ااا...از کجا فهميدي؟
  مگه من هنوز لهجه دارم
يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانک شده
 
3.ترکه ميره راه پيمايي ميبينه شلوغ بر ميگرده

 

4.يارو برف پاکن ماشينشا ميزنه هيپنتيزم ميشه

 

5.يه بار يه کچله ميره سلموني!همه ميزنن زيره خنده..اونم با عصبانيت ميگه:مرض ..اومدم آب بخورم!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نکته:هر کس که يه جک بهتون ميگه سعي کنيد بخنديد
 چون دفعه ي بعد که ما جک گفتيم نميخندن ضايع ميشيم

 

6.تو عربستان مسابقه ميزارن بين يه ترکه و عربه و رشتيه..سر اينکه کدومشون بيشتر ميتونن پيش يه شتر که بو گند ميداده بمونن.عربه ميره تو تويله بعد از يه روز مياد بيرون تاپي ميافته زمين!رشتيه ميره تو بعد از دو روز مياد بيرون تاپي ميافته زمين!ترکه ميره تو بعد از نيم ساعت شتره مياد بيرون تاپي ميافته زمين!!!!!!! آوووو

 

7.آقا از يه ترکه و يه اصفهونيه و يه رشتيه مي خواستن اعتراف بگيرن سرشون رو ميزارن زير گيوتين ميگن هر کدومتون دروغ بگين کلتون قطع ميشه..اصفهونيه ميگه:ما اصفهونيا خيلي آدماي پول دار و دست و دل بازي هستيم کلش ميپره..رشتيه حسابه کار خودشو ميکنه و سعي ميکنه راست بگه:ووللا ما رشتيا آدماي خوش تيپ خوش هيکل و خوش غيرتي هستيم..آقا اينم کلش ميپره...ترکه به خودش ميگه نه مثلي که قضيه جديه..با خودش کلي فکر ميکنه که اول اينو ميگم بعد اونو ميگم چشتون روز بد نبينه همين که ميگه که:ببين ددمجان ما تورکا يه سري آدماي ...آدماي رو که ميگه کلش ميپره!!!

 

8.ترکه ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته سينه ميزنه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:50  توسط حسین  | 

عرضه ساندويچ موزيكال در يك سوپرماركت تهران

    

به گزارش خبرگزاري لئو۲۰۰۷ واقع در تهران در چند روز اخير به مناسيت نزديك شدن به كريسمس،سوپر ماركت هاي تهران نوعي ساندويچ موزيكال به ملّت عرضه مي كنند.طرز استفاده از اين ساندويچ اينگونه است كه مثلاً پدر خانواده وقتي كه مي بيند منزل و بچّه هاش ناراحت هستند ، قبل از اينكه به خانه مراجعه كند ، يكي از اين ساندويچ ها تناول مي كند،سپس وارد منزل مي شود و شروع به خواندن آوازهاي مختلفي از قبيل يك توپ دارم قل قليه و آهويي دارم خوشگله و...مي كند و اين چنين منزل و بچه هاش شاد مي شوند.البتّه طبق شنيده هاي جديد ، نوع فلافل اين سانويچ رضا صادقي و رضا رشيد پور نيز مي خوانند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:34  توسط حسین  | 

                                                   

پنجمين زلزله فرضي تهران را لرزاند

بالاخره يكي از اين زلزله ها واقعي از آب در مي آيد.حالا از ما گفتن بود از شما شنفتن

نام نويسي تلفن همراه اول بهمن امسال آغاز مي شود

يك بچّه مايه دار:به خدا ديگه حال و حوصله ندارم اين همه وقت توي صف پست ، بانك و اين همه جاهاي مختلف وايسم تا يك سيمكارت ثبت نام كنم

تئاتر يك نفره در تالار نو

پس كار گروهي چه مي شود؟

جام جهاني 2006 شكاف برداشته است

حالا خوب است جر نخورده است

فيفا تهديد كرد

داستان ، داستان يك نفر است كه كاغذ هاي قرعه كشي جام جهاني را از يك سطل آشغالي پيدا كرده و حالا براي اون كاغذ ها پيشنهاد هايي با قيمت هاي زياد،به آن فرد شده است.كه حالا فيفا حالش گرفته شده است و قصد دارد حال طرف رو بگيرد

ضرغامي ميهمان اهالي برره

بگوري برري:

((شب يلدا بشد عزت ويومد

براي مفلسان رحمت ويومد

چنان پيچيده عطر پاچه خواري

تو گويي هيات دولت ويومد

برم قربون جيب پر زپولش

اگر هم پول وده لذت ويومد

خوب بيد؟))

اعلام شرايط معافيت تحصيلي دانش آموزان

كه بدين شرح زير است:

هر دانش آموزي كه حال درس خواندن ندارد از تحصيل معاف است

رضا زاده ، بي دردسر طلا گرفت

اگر بادردسر طلا مي گرفت جاي تعجّب داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:31  توسط حسین  |